بیرجند
نام

نام اصلی این شهرستان، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده‌است.

پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شده‌است.

بیرجند یعنی نصف شهر/نیم شهر
بیرجند یعنی شهر بلند
بیرجند یعنی شهر چاه
بیرجند یعنی شهر طوفان
بیرجند یعنی برزن






آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان «تأملی در نام بیرجند»، بیرجند را مرکب از دو جزء «بیر» و «جند» می‌داند. «بیر» در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و «جند» که معرّب «کند» است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمده‌است. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و...، این وجه تسمیه درست تر به نظر می‌رسد.






تاریخ

علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است.

اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در «بند دره» و «قلعه دره»، و نیز کتیبه به‌دست آمده از کال جنگال در روستای ریچ از توابع خوسف، «تخته سنگ لاخ مزار» واقع در روستای کوچ، سنگ نگاره و کتیبه‌های پهلوی اشکانی در دره «استاد تنگل»، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.

همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکدههای سفلی و علیا. که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، کوچ، چنشت، ریچ، جمشیدآباد،شاه زیله و...

کشفیات اخیر باستان‌شناسان در منطقه بیرجند حاکی از این است که نواحی مزبور علاوه بر اینکه محل سکونت یا معبر انسان‌ها در پیش از تاریخ بوده، رد پای قوم ساگارتی یکی از اقوام کوچ نشین پارسی را نیز در خود به یادگار گذاشته‌است که نمونه بارز آن کهن‌ترین اثر کشف شده بیرجند به نام سنگ نگار لاخ مزار کوچ می‌باشد که بر آن نقوش پیش از تاریخ، علائم پیکتوگرافی یا تصویری و کتیبه‌های خط عربی نیز به چشم می‌خورد.

در عهد ساسانیان این منطقه ولایتی آباد و دارای روستاهای حاصلخیز بوده‌است که مردمانی با استعداد و سلحشور داشته و همیشه مایه دلگرمی حکومت و منشأ قدرت در این منطقه بوده‌اند که به پشتیبانی آنان پیروزی‌هایی به دست می‌آورده‌اند.

احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «بیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده‌است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور، میوه و اندکی غله به دست می‌آمده‌است.

در نوشته‌های دوره صفویه گفته شده که قهستان ولایتی است با مردمی فهیم و صاحب فراست که از آنجا شاعران و نویسندگان و عالمان زیادی برخاسته اند. بیرجند دارالملک قهستان بوده و خانه‌های آن بر روی تپه ماهور بنا گردیده‌است.

در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه، بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی، بیرجند که در مسیر عمده‌ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان، جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.

در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک گرگور درباره شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانه‌های شهر را سه هزار باب ذکر کرده‌است. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی درباره تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۰۰۰ ۲۵ نفری آن داده‌است.

سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه، از کوههای معین‌آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات، محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند - که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته - مطالبی آورده‌است.

لمتون نیز در سالهای قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قناتهای قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کرده‌است.






گویش بیرجندی

گویش یا لهجه بیرجندی از گویش‌های فارسی نو وابسته به لهجه سیستانی است که مانند گویشهای دیگر به نسبت زبان رسمی کمتر تحول پذیرفته و از اینرو بسیاری از ویژگی‌های فارسی کهن را نگه داشته‌است. محمود رفیعی در مقدمه واژه‌نامه گویش بیرجند می‌نویسد که چون بیرجند در نزدیکی کویر و در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده، در گذر تاریخ کمتر مورد تاخت و تاز و هجوم قرار گرفته و در نتیجه گویش آن نیز پاکیزه و دست نخورده باقی مانده‌است.






فرهنگ و آموزش

مراکز علمی و فرهنگی جدید از مدارس علمیه نشأت گرفته اند و در این میان اهمیت مدرسه معصومیه که سابقهٔ بیش از هزار سال دارد و محل تحصیل اغلب مشاهیر بیرجند بوده قابل ذکر است. هم اکنون در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.

مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسه شوکتیه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی پس از تأسیس دارالفنون تهران و رشدیه تبریز، به همت امیر شوکت‌الملک علم، حکمران وقت در بیرجند تأسیس شد و به دنبال آن، دبیرستان شوکتیه و مدارس خضری دشت بیاض, نهبندان، سربیشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتی افتتاح گردید.

در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.

آموزش و پرورش بیرجند هم اینک با بیش از ۹۰ سال عمر با برکت بیش از یکصدهزار نفر دانش آموز را تحت تعلیم و تربیت دارد. وجود ۴ اداره مستقل آموزش و پرورش در شهرستان بیرجند با بیش از ۷۰۰۰ نفر پرسنل، مرکز آموزش عالی فرهنگیان، مراکز تعلیم و تربیت، پژوهشکده معلم و... آموزش و پرورش این شهرستان را به قویترین آموزش و پرورش استان خراسان (پس از مشهد) تبدیل کرده بود.






آموزش عالی

بیرجند به عنوان قطب دانشگاهی شرق کشور از امکانات آموزش عالی خوبی برخوردار است. موسسه آموزش عالی بیرجند در سال ۱۳۵۴ در مجموعه موقوفات علم، تأسیس شد و دو سال بعد با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی، فیزیک و شیمی، کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.

در حال حاضر ۱۴ هزار دانشجو در ۱۱ دانشگاه و مرکز آموزش عالی مشغول تحصیل می‌باشند که بالاترین تورم دانشجویی در سطح کشور را به خود اختصاص داده‌است. بدین معنی که به ازای هر ۹ نفر شهروند بیرجندی یک نفر دانشجو وجود دارد. از جمله مراکز آموزش عالی در بیرجند می‌توان از:

دانشگاه بیرجند
دانشگاه علوم پزشکی بیرجند
دانشگاه صنعتی بیرجند
دانشگاه فنی و حرفه ای ابن حسام
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند
دانشگاه پیام نور بیرجند
دانشگاه جامع علمی کاربردی بیرجند
مرکز تربیت معلم شهید باهنر
مرکز تربیت معلم امام سجاد
مرکز آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان
مرکز آموزش مدیریت دولتی
مرکز آموزش عالی دختران بیرجند (سپیده کاشانی)
مرکز آموزش سما واحد بیرجند
دانشگاه غیر انتفاعی هرمزان

نام برد.






محصولات

زعفران، زرشک، عناب، آلو، فرش و صنایع دستی از بهترین سوغاتهای شهرستان بیرجند می‌باشد.





بیرجند
بیرجَند دربارهٔ این پرونده

مرکز استان خراسان جنوبی و مرکز شهرستان بیرجند در شرق ایران است. این شهر در سال ۱۳۹۰، تعداد ۱۷۸٫۰۲۰ نفر جمعیت داشته و چهل و نهمین شهر ایران بوده‌است.

بیرجند نخستین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته می‌شود. این شهر همچنین دومین شهر در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید. باغ اکبریه یکی از بناهای تاریخی شهر در نشست سی و پنجم یونسکو در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

مدرسه شوکتیه در این شهر، سومین مدرسهٔ آموزش به سبک نوین -بعد از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز- است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از قلعه‌مرغی و بوشهر در این شهر ساخته شد و تا پیش از جنگ جهانی دوم، کنسولگری‌های انگلستان و روسیه در بیرجند مشغول فعالیت بوده‌اند.






نام

نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده‌است.

آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان "تأملی در نام بیرجند"، بیرجند را مرکب از دو جزء "بیر" و "جند" می‌داند. "بیر" در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و "جند" که معرّب "کند" است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمده‌است. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و... ، این وجه تسمیه درست تر به نظر می‌رسد.






پیشینه
پیش از اسلام

علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است.

اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در "بند دره" و "قلعه دره"، و نیز کتیبه به‌دست آمده از کال جنگال در روستای رچ از توابع خوسف، "تخته سنگ لاخ مزار" واقع در روستای کوچ، سنگ نگاره و کتیبه‌های پهلوی اشکانی در دره "استاد تنگل"، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.

همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکدههای سفلی و علیا. که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و...






پس از اسلام

احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «پیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده‌است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور، میوه و اندکی غله به دست می‌آمده‌است.

زین العابدین شیروانی، بیرجند را قصبه‌ای شهر مانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزوده‌است که قریب به چهار هزار خانه دارد. آب بیرجند از کاریز تأمین می‌شود و مردمش همگی شیعه اند. اعتمادالسلطنه نیز آن را از قرای قهستان دانسته‌است. برخی بیرجند را به علت کوچکی آن «برکند» ثبت کرده‌اند بر به معنای «نصف» و کند به معنای «شهر» در مجموع به مفهوم قصبه.

بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شده‌است. در فرهنگ عامه بیرجند، داستانهای بسیاری درباره ویرانی بیرجند در یک زلزله عظیم و سکونت دسته‌ای از کولیهای چادرنشین در آن، نقل شده‌است. این شهر از عهد صفویه که خانواده امیریه در آنجا امارت یافتند رو به اعتبار گذاشته‌است.






صفویه

در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه، بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی، بیرجند که در مسیر عمده‌ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان، جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.
قاجاریه

در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک گرگور درباره شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانه‌های شهر را سه هزار باب ذکر کرده‌است. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی درباره تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۰۰۰ ۲۵ نفری آن داده‌است.

سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه، از کوههای معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات، محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند - که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته - مطالبی آورده‌است.

لمتون نیز در سالهای قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قناتهای قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کرده‌است.

در دوره قاجاریه به سبب کمبود آب، شهر بیرجند به کندی توسعه می‌یافت ولی همچنان مرکز ناحیه بود.






کنسولگری‌ها

در آغاز سدهٔ نوزدهم و پس از جنگ ایران در هرات، و نقش پشتیبانی که بیرجند در این جنگ داشت، انگلستان جهت حفظ منافع و مستعمرات خود در شبه قاره هند و توسعه نفوذ خود در افغانستان، در سال ۱۸۹۴ میلادی (۱۲۷۳ خورشیدی)، اقدام به تاسیس کنسولگری در بیرجند نمود. به تبع ایجاد این کنسولگری، دولت روسیه تزاری نیز کنسولگری خود را در بیرجند تاسیس نمود.

به تدریج با شروع جنگ جهانی اول و دوم و نیز وقوع انقلاب روسیه، رقابت سیاسی بین انگلستان و روسیه در ایران کاهش یافته و در نتیجه کنسوگری‌های دو کشور تعطیل گشتند.






مدرسه شوکتیه

این مدرسه توسط محمدابراهیم خان علم، در سال ۱۲۸۴ شمسی در محل خیابان خاکی قدیم ایجاد شده و فعالیت خود را با حضور ۷ معلم اتریشی و تعدادی مترجم ایرانی و آموزش ۴۰ دانش آموز آغاز نمود. لازم به ذکر است این مدرسه پس از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید در ایران است.






بانک شاهنشاهی

در زمان حکومت قاجاریه و متعاقب اقدام انگلستان در تاسیس بانک شاهنشاهی در ایران، در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ شمسی)، شعبه این بانک در بیرجند به ریاست یک انگلیسی به نام اف. هیل تاسیس شده و فعالیت خود را آغاز نمود.
سینما

اولین سینمای بیرجند در اواخر دوران قاجاریه و در سال ۱۲۹۲ شمسی، با پخش فیلمهای صامت، فعالیت خود را آغاز نمود. این سینما که توسط محمدرضا صمصام الدوله، حاکم وقت زابل ساخته شده بود، از برق کارخانه‌ای بنام "مارشال" استفاده می‌نمود. اکنون نیز بیرجند دو سینما به نام‌های سینما فردوسی و سینما بهمن دارد.






پهلوی

در سالهای نخستین دوران پهلوی، شهر به مرکز عمده نظامی تبدیل شد. لوله کشی آب در ۱۳۰۲ خورشیدی - که اولین لوله کشی شهری در ایران به حساب می‌آمد - و تغییر مسیر رود بیرجند دو عامل مهم در تحول شهر بود. در ۱۳۱۰ خورشیدی به نوشته روزنامه کیهان به سبب فراوانی آب قنات در شهر، بر جمعیت آن هنگام کم آبی افزوده می‌شد.

به علت اهمیت راهبردی شهر بیرجند در شرق ایران، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، فرودگاه شهر بیرجند - سومین فرودگاه کشور پس از قلعه مرغی و بوشهر - مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

در سالهای پس از ۱۳۲۰ شمسی، توسعه شهر سرعت یافت و در جنگ جهانی دوم متفقین، شاهراه مشهد - زاهدان را ساختند که به صورت یکی از شاهرگ‌های ارتباطی متفقین - که با راه آهن ایران رقابت می‌کرد - درآمد.






بنگاه خیریه آبلوله

بنگاه مستقل خیریه آب و لوله بیرجند در سال ۱۳۰۲ شمسی، به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران توسط عده‌ای از افراد خیر و نیکوکار شهر بیرجند و همکاری محمدابراهیم خان علم تاسیس شد. این بنگاه به منظور تامین آب قابل شرب برای اهالی بیرجند، اقدام به خرید لوله‌های چدنی انتقال آب از هندوستان و نیز انتقال لوله‌های باقیمانده از جنگ جهانی اول در کمپ نیروهای انگلیسی در سفیدآبه، و مالکیت آب و اراضی قنات دشت علی‌آباد بیرجند نمود.






هنگ ژاندارمری

در سال ۱۳۰۷، هنگ ژاندارمری بیرجند تاسیس شد. این هنگ دارای ۹ گروهان، گناباد، فردوس، طبس، شاهرخت، گزیک، بندان، حسین‌آباد رزاق زاده و گروهان مرکزی بیرجند بود. وظیفه مرزبانی نیز به عهده این هنگ بوده‌است. این هنگ تا زمان ادغام در نیروی انتظامی، مشغول فعالیت بود.






تیپ ارتش

در سالهای نخستین دوره پهلوی و متعاقب تاسیس ارتش نوین در ایران، تیپ ارتش در بیرجند مستقر شده و اقدام به تاسیس پادگان در شهر بیرجند نمود. این پادگان که امروزه به نام پادگان آموزشی ۰۴ نامیده می‌شود، از بدو تاسیس تا کنون، آموزش سربازان وظیفه را برعهده دارد.






شهرداری

در سال ۱۳۱۰، شهرداری بیرجند تحت عنوان بلدیه بیرجند در کنار آرامگاه حکیم نزاری افتتاح و با ۱۲ کارمند، فعالیت خود را آغاز نمود. اولین شهردار بیرجند، آقای افشار بود که به مدت ۶ سال سمت ریاست شهرداری را بر عهده داشت.






فرودگاه

در سال ۱۳۱۲ به جهت موقعیت سیاسی و نظامی شهر بیرجند و شرق کشور، فرودگاه بیرجند در زمینی به مساحت ۱۵۰ هکتار در شمال شهر ایجاد گردید.






گمرک

در سال ۱۳۱۷، به منظور سهولت در حمل و نقل و صادرات و واردات کالا به شبه قاره هند و افغانستان، اداره گمرک بیرجند تاسیس و با دو واحد گمرکی درح و گزیک فعالیت خود را آغاز نمود.






بیمارستان امام رضا

در سال ۱۳۲۷ در یکی از اراضی و موقوفات متعلق به خاندان علم، معروف به باغ اناری، بیمارستان امام رضا تاسیس گردید. این بیمارستان علاوه بر پذیرش بیماران شهرستان بیرجند، نسبت به پذیرش سایر بیماران شهرستان‌های جنوبی استان خراسان اقدام می‌نمود.






دانشگاه

در سال ۱۳۵۴ شمسی، با پیگیری دکتر محمدحسن گنجی، در مجموعه موقوفات علم، موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس و در سال ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی، فیزیک و شیمی، کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.






جمهوری اسلامی

پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی توجه بیشتری به بخشهای اداری، آموزشی، صنعتی و کشاورزی مناطق محروم گردید. ایجاد شهرک صنعتی در غرب بیرجند، تاسیس دانشگاههای علوم پزشکی، آزاد، پیام نور، صنعتی و.. ، ارتقا سازمانهای اداری مانند اداره راه و ترابری بیرجند به اداره کل و تحت پوشش قرار دادن کلیه راههای شرق کشور، مهاجرت افغانها به سبب اشغال افغانستان توسط شوروی و مهاجرت روستاییان، سبب توسعه روزافزون بیرجند گردید، به طوری که پنجمین شهر استان خراسان گردید.

اکنون بخش شمالی شهر، کارگرنشین با خانه‌های ارزان قیمت است. بخش مرکزی بافت قدیمی دارد و تقریبا تمام بیرجند قبل از قرن چهاردهم را در بر می‌گیرد و اماکن تاریخی شهر مانند قلعه، حسینیه‌ها، مساجد تاریخی و آب انبارها در آنجا واقع اند. بخش جنوبی نیز بیش از نیمی از مساحت شهر را شامل می‌شود و قسمت جدید شهر است.






تأسیس استان خراسان جنوبی

در تابستان سال ۱۳۸۳ این شهر، پس از تقسیم استان خراسان به سه استان، مرکز استان تازه تاسیس خراسان جنوبی گردید.






گویش بیرجندی

گویش یا لهجه بیرجندی از گویش‌های فارسی نو است که مانند گویشهای دیگر به نسبت زبان رسمی کمتر تحول پذیرفته و از اینرو بسیاری از ویژگی‌های فارسی کهن را نگه داشته‌است. محمود رفیعی در مقدمه واژه‌نامه گویش بیرجند می‌نویسد که چون بیرجند در نزدیکی کویر و در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده، در گذر تاریخ کمتر مورد تاخت و تاز و هجوم قرار گرفته و در نتیجه گویش آن نیز دست نخورده باقی مانده‌است.






آموزش و فرهنگ

مراکز علمی و فرهنگی جدید از مدارس علمیه نشأت گرفته‌اند و در این میان اهمیت مدرسه معصومیه که سابقهٔ بیش از هزار سال دارد و محل تحصیل اغلب مشاهیر بیرجند بوده قابل ذکر است. هم اکنون در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.

مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسه شوکتیه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی پس از تأسیس دارالفنون تهران و رشدیه تبریز، به همت امیر شوکت‌الملک علم، حکمران وقت در بیرجند تأسیس شد و به دنبال آن، دبیرستان شوکتیه و مدارس خضری دشت بیاض, نهبندان، سربیشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتی افتتاح گردید. آموزش و پرورش بیرجند هم اینک با بیش از ۹۰ سال عمر با برکت بیش از یکصدهزار نفر دانش آموز را تحت تعلیم و تربیت دارد. وجود ۴ اداره مستقل آموزش و پرورش در شهرستان بیرجند با بیش از ۷۰۰۰ نفر پرسنل، مرکز آموزش عالی فرهنگیان، مراکز تعلیم و تربیت، پژوهشکده معلم و... آموزش و پرورش این شهرستان را به قویترین آموزش و پرورش استان خراسان (پس از مشهد) تبدیل کرده بود.






آموزش عالی

بیرجند به عنوان قطب دانشگاهی شرق کشور از امکانات آموزش عالی خوبی برخوردار است. در ۱۳۵۴ شمسی، در مجموعه موقوفات علم، موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس شد و در ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی، فیزیک و شیمی، کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.

در حال حاضر ۱۴ هزار دانشجو در ۱۰ دانشگاه و مرکز آموزش عالی مشغول تحصیل می‌باشند که بالاترین تورم دانشجویی در سطح کشور را به خود اختصاص داده‌است. بدین معنی که به ازای هر ۹ نفر شهروند بیرجندی یک نفر دانشجو وجود دارد. از جمله مراکز آموزش عالی در بیرجند می‌توان از:

دانشگاه بیرجند
دانشگاه علوم پزشکی بیرجند
دانشگاه صنعتی بیرجند
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند
دانشگاه پیام نور بیرجند
دانشگاه جامع علمی کاربردی بیرجند
مرکز تربیت معلم شهید باهنر
مرکز آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان
مرکز آموزش مدیریت دولتی
مرکز آموزش عالی پسران بیرجند (ابن حسام)
مرکز آموزش عالی دختران بیرجند (سپیده کاشانی)

نام برد.






جاذبه‌های گردشگری

علاوه بر جاذبه‌های گردشگری موجود در سطح شهرستان بیرجند، آثار تاریخی و مکانهای تفریحی نیز در داخل در محدوده شهری بیرجند وجود دارد.






تاریخی

آب انبارها
آرامگاه حکیم نزاری
ارگ کلاه فرنگی
بند دره
بند عمرشاه
عمارت اکبریه (میراث جهانی یونسکو)
قلعه بیرجند

کنسولگری انگلیس (باغ منظریه)
مدرسه شوکتیه
مدرسه معصومیه
مصلی بیرجند
یخدان رحیم آباد







تفریحی

آبنمای موزیکال
پارک آزادی
پارک توحید
پارک صیادشیرازی
موزه بیرجند
پارک خانواده
آستان مقدسه امامزادگان شهدای باقریه
بازارمرکزی بیرجند
بندامیرشاه
بنددره
روستای شوکت‌آباد
موزه وقف
فلکه دانشگاه آزاد بیرجند







آب و هوا

آب و هوای بیرجند، نیمه بیابانی بوده و دارای زمستانهای سرد و تابستانهای خشک و گرم است. میزان بارش در این شهر با توجه به آب و هوای آن، کم بوده و بیشترین میزان آن، از آذر تا اردیبهشت رخ می‌دهد که در فصل زمستان اغلب به صورت بارش برف است.

ایستگاه هواشناسی بیرجند در سال ۱۳۳۴ خورشیدی (۱۹۵۵ میلادی) راه‌اندازی گردید. بر اساس اطلاعات این ایستگاه، میانگین سالیانه بیشترین و کمترین درجه حرارت این شهر برابر با ۲۴ و ۸ درجه سانتیگراد است. کمترین دمای ثبت شده در این شهر در ۱۶ ژانویه ۱۹۹۳ و برابر با ۲۱/۵ - درجه سانتیگراد و بیشترین آن در تاریخ ۱۱ جولای ۱۹۶۷ و برابر با ۴۴ درجه سانتیگراد بوده‌است. شهر بیرجند، به طور میانگین در ۷۶ روز از سال دارای دمای زیر صفر درجه و در ۱۴۲ روز از سال دارای دمای بالای ۳۰ درجه سانتیگراد است.

مجموع بارش سالیانه در شهر بیرجند به طور میانگین برابر با ۱۷۱ میلی‌متر در سال است. بیشترین میزان بارش در یک روز، در دوم ماه می۱۹۵۷ رخ داد و ۵۲ میلیمتر باران در این شهر بارید. همچنین میانگین سالیانه رطوبت نسبی در ابن شهر، ۳۶٪ است و به طور میانگین ۳۰ روز از سال، آسمان این شهر کاملاً ابری است. هوای بیرجند به طور میانگین در ۱۲ روز از سال، با طوفان و گرد و خاک شدید همراه است.






ترابری
هوایی
فرودگاه بین‌المللی بیرجند

به علت اهمیت راهبردی شهر بیرجند در شرق ایران، فرودگاه بیرجند، در سال ۱۳۱۲ شمسی، مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این فرودگاه که در شمال شهر بیرجند واقع است، به مرور زمان گسترش یافته و در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷، با انجام پرواز بیرجند - مدینه به فرودگاه بین‌المللی بیرجند ارتقا یافت. در تاریخ ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ اولین پرواز فرودگاه بیرجند به مقصد دمشق انجام شد.






فرودگاه نظامی خور

این فرودگاه، پس از احداث فرودگاه نظامی شیندند در ولایت هرات افغانستان توسط شوروی، در ۵۰ کیلومتری غرب بیرجند و در خور ساخته شد. این فرودگاه که در پایگاه دوازدهم شکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، واقع است، کاربردی نظامی دارد.






زمینی
پایانه مسافربری بیرجند

این پایانه در سال ۱۳۷۵ در زمینی به مساحت ۲۴ هکتار و در شمال شهر بیرجند ساخته شد. در حال حاضر ۱۰ شرکت حمل و نقل مسافر و یک موسسه مسافربری در مسیرهای تهران، مشهد، زاهدان، کرمان، اصفهان، فردوس، زابل و... مشغول فعالیت هستند.






پایانه باربری بیرجند

این پایانه در شهریور سال ۱۳۷۵ در زمینی به مساحت ۲۳ هکتار و در شمال شهر بیرجند ساخته شد. تعداد ۱۳ شرکت باربری در مسیرهای اصفهان، یزد، کرمان، مشهد، تبریز، شیراز و تهران و نیشابور در این پایانه مشغول فعالیت هستند.





شهرستان درمیان

شهرستان دَرمیان به مرکزیت شهر اسدیه، یکی از شهرستان‌های استان خراسان جنوبی در ایران است.

این شهرستان در شرق شهرستان بیرجند، جنوب شهرستان قائن و شمال شهرستان سربیشه واقع است و در حال حاضر دارای سه بخش مرکزی، قهستان و گزیک، ۶ دهستان و ۱ نقطه شهری می‌باشد. شهرستان درمیان، تا سال ۱۳۸۴ یکی از بخش‌های شهرستان بیرجند بود که در این سال و پس از تشکیل استان خراسان جنوبی، جدا شده و به شهرستان تبدیل شد.






جمعیت

جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰، برابر با ۵۵،۰۸۰ نفر بوده‌است.
تقسیمات کشوری

مرکزی با جمعیت ۲۱،۴۰۹ نفر
دهستان درمیان
دهستان میاندشت (درمیان)

شهرها: اسدیه

قهستان با جمعیت ۱۵،۲۹۵ نفر
دهستان فخررود
دهستان قهستان

شهرها: قهستان

گزیک با جمعیت ۱۵،۰۸۹ نفر
دهستان طبس مسینا
دهستان گزیک

شهرها: طبس مسینا
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 1:21 am
لحن (موسیقی)

لحن صدایی است متناوب که دارای مدت زمان، ارتفاع، بلندی و طنین منحصر به فرد است.

لحن تنها به بسامد یا فرکانس وابسته نیست، بلکه به طنین (مجموعه فرکانس‌های نزدیک به هم) تولید شده توسط ساز بستگی دارد و از این روست که صدای سازهای مختلف، حتی وقتی نت یکسانی را می‌نوازند با هم متفاوت است.

برای آپلود آهنگ از سایت پرشین گیگ ، پیچک یا سایت هایی که پخش آنلاین دارند استفاده کنید





ضرب (موسیقی)

ضرب یا تمپو (به انگلیسی: Tempo)، معیاری از سرعت اجرای قطعه‌های موسیقی است. ضرب اهمیت زیادی در اجرای موسیقی دارد و بر احساس ناشی از تاثیر می‌گذارد. تمپوی قطعات موسیقی اروپایی تا پیش از دوره کلاسیک، بسته به نوع قطعه، کمابیش ثابت و معلوم بود. از آن دوره به بعد تعیین تمپوی اثر برای آهنگساز رایج شد و آهنگ‌سازان در آغاز پارتیتور تمپوی مورد نظر خود را، معمولاً با عبارات ایتالیایی، می‌نوشتند.

نوازندگان، به ویژه نوآموزان، دستگاهی به نام مترونوم را برای نگه‌داشتن وزن قطعه بکار می‌برند.


هنر

هنر مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی و یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می‌شوند.

از مهم‌ترین رشته‌های هنری می‌توان به هنرهای تجسمی (نقاشی، طراحی، تندیس‌گری، عکاسی و چاپ)، هنرهای نمایشی (تئاتر و رقص)، موسیقی، ادبیات (شعر و داستان)، سینما و معماری اشاره کرد.
واژه‌شناسی
واژهٔ هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی حروف "سین"به"ها" تبدیل شده و واژه هونر ایجاد گشته است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی (هنر) درآمده است که به معنای انسان کامل و فرزانه است.

بریتانیکا هنر را به عنوان« استفاده توانایی و تخیل در خلق آثار زیبا، محیطی و یا تجاربی که می توان با دیگران تقسیم شود» تعریف می کند.

در ادبیات ایران در دورهٔ اسلامی این معنا دوباره دگرگون شد، و هنر به معنای کمال، فضیلت، هوشیاری، فضل، تقوی، دانش و کیاست و... به کار رفت، که دارای بار معنایی عام بود:

به دشمن نمایم هنر هرچه هست/ز مردی و پیروزی و زور دست
چون غرض آمد هنر پوشیده شد/صد حجاب از دل به سوی دیده شد


هنرهای زیبا

تقسیم‌بندی‌های هنر متنوع است؛ یکی از آن‌ها در حالت کلی آثار هنری را به دو دستهٔ هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی تقسیم می‌کند:

هنرهای کاربردی: منظور از هنرهای مفید هنرهایی است که نخست کارکرد و سودمندی آن‌ها اهمیت دارد و هدف از خلقشان کاربردشان بوده‌است. مانندxvjhnetyjh: طراحی خودرو، معماری، طراحی صنعتی.
هنرهای زیبا: منظور از هنرهای زیبا هنرهایی است که تنها به دلیل زیبا بودنشان خلق شده‌اند. به عبارتی «نه به خاطر چیزی دیگر، بلکه به خاطر خودشان به وجود آمده‌اند». مانند: نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی، رقص.

واژه هنر امروزه در زبان فارسی در معنایی متفاوت از گذشته به کار می‌رود و بیشتر منظور از آن اشاره به نتیجه خلق انسان‌ها در زمینه هنرهای زیبا است. معنای این واژه امروز معادلی برای واژه هنرهای زیبا در زبان انگلیسی است. به طور سنتی مجموعه هنرهای زیبا به ۷ دسته تقسیم می‌شوند:

موسیقی
هنرهای دستی: مجسمه سازی، شیشه گری، و ...
هنرهای ترسیمی: نقاشی، خطاطی، عکاسی و ...
ادبیات: شعر، داستان، نمایشنامه، فیلمنامه و نثر
معماری
رقص و حرکات نمایشی
هنرهای نمایشی: سینما، تئاتر و ...

وجوه مشترک آثار هنری عبارت‌اند از:

تخیل به عنوان مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری اثر هنری است
همه آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه می‌گیرند نه از تفکر منطقی و عقلانی او
چندمعنایی بودن و منشور مانندی، وجه اشتراک سوم تمام آثار هنری است.

این جنبه از خصایص آثار هنری، در واقع از دو ویژگی قبلی که برشمردیم، نتیجه می‌شود. بدین معنی که هر پدیده‌ای که عنصر اصلی سازنده آن تخیل و عاطفه باشد، بی شک نمی‌تواند معنایی منجمد و تک بعدی داشته باشد. از این روست که هر کس در برابر آثار هنری می‌ایستد؛ دریافت و استنباط خاصی دارد. آثار هنری بسادگی میتوانند بیان کننده زیبایی حقیقی یا احساسات باشند. تغییری که هنر بر روح انسان می‌گذارد تغییری عمیق و ماندگار و طولانی‌تر است. در نتیجه هر گاه خواهان اثرگذاری ماندگار باشیم، می‌توانیم از هر یک از رشته‌های هنری به فراخور نیازمان بهره ببریم. همانطور که در روانشناسی این بحث به اثبات رسیده‌است، جهان از مجموعه‌ای از افراد تشکیل شده‌است، پس اگر بخواهیم در سریعترین حالت بر تعداد زیادی از افراد تاثیرگذاری داشته باشیم می‌توانیم از اسباب هنر استفاده کنیم، که هنر موسیقی و هنرهای نمایشی چون از طریق حس شنوایی و حس بینایی به سرعت درک می‌شوند، می‌توانند توام با یکدیگر به سرعت و در بعد جهانی تاثیری ژرف، عمیق، ماندگار و طولانی در جوامع به وجود می‌آورند.


هنرهای صناعی

هنرهای صناعی یا سنتی، هنرها و صنایع ظریفه‌ای هستند که در طول سده‌های متمادی با حفظ ریشه‌ها و سنت‌های خود رشد کرده مراحل شکل‌گیری خود را گذرانده یا می‌گذرانند.

هنرهای سنتی ایران را می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم کرد:

۱. شعر و ادبیات
۲. موسیقی
۳. معماری و هنرهای وابسته
۴. نمایش‌های سنتی و آیینی
۵. صنایع مستظرفه

صنایع مستظرفه
صنعت و صنایع مستظرفه مقیاسی برای سنجیدن درجهء تکامل معنوی و روحی یک ملت است. درین جهان میان هزاران محسوسات که ما در زیر نفوذ حواس پنجگانهء خود از وجود و چگونگی آنها باخبر میشویم بعضی چیزها هست که ما بی‌اختیار آنها را بیشتر دوست میداریم.روح ما و قلب ما مجذوب آنها میشود بدون آنکه از آنها یک فایدهء عملی و آنی برای ما حاصل گردد. مثلا وقتیکه در جلو یک پردهء نقاشی که ثمرهء قوای دماغی و روحی یک صنعتکار را نشان میدهد می‌ایستیم ساعتها مشغول تماشای آن و غرق حیرت و تعجب میشویم.که بجز موارد بالا همه آثار هنری را شامل می‌شود هنر مقدس همواره دو غايت بنيادى داشته است. اول زيبايى صورت عبادات و دوم‌نگهبانى و حفاظت از آن. دومين مميزه هنر مقدس بدان حقيقت رجوع مىكند كه اسلام‌صرف زيبايى را مطلوب تلقى نكرده، بلكه زيبايى را با كمال مورد تامل قرار مىدهد. آنچه منشا نقوش پراكنده و مايه پراكندگى خاطر است در قلمرو هنر اسلامى نفى مىشود، از اينجا هرگونه آرايش زرين يا جامه‌هاى فاخر در عبادات طرد مىگردند. به تعبير بوركهارت آداب دينى هنر الهى است از آنجا كه گونه‌اى جلوه‌گرى و سمبوليسم- در سطحى از شكلها و حالتهاى آدمى- براى جستجوى راهى به ماوراى همه مظاهر واعيان وجود است. در مسيحيت اين آداب نيايشى است- مانند عشاى ربانى و آداب‌خاص مسيحى- متضمن هنر مقدس يعنى معمارى و شمايل نگارى مسيحى كه ازبرجسته‌ترين مظاهر هنر مسيحى هستند. با توجه به معناى ذاتى عبادات اسلامى، و هنرىكه به زيبا كردن آن متوجه است، در عالم اسلامى به گونه‌اى ديگر فيضان و انعكاس هنرىآداب دينى را مىبينيم، يعنى جدا از مفهوم شمايل نگارى در عبادات مسيحى كه درضمن نوعى هنر تلقى مىشود.معمولاً از عبارت هنرهای صناعی برای بیان آن بخش از صنایع دستی که بیش از فن به هنر وابسته‌اند استفاده می‌شود.
ساعت : 1:21 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
آپلود آهنگ | next page | next page